تبليغاتX
love story

 آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ،

ناگهان ستاره اي چشمك زد..

آفتابگردان سرش را پايين انداخت

آري...

گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 19:3  توسط m o h s e n | 

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.

زندگي "مجذور" آينه است.

زندگي گل به "توان" ابديت،

زندگي "ضرب" زمين در ضربان دل ما،

زندگي "هندسه" ساده و يكسان نفسهاست

 

براي ديدن برخي رنگها و فهميدن برخي حرف‌ها،

 از نگريستن و انديشيدن كاري ساخته نيست،

بايد از آنجا كه هميشه هستيم برخيزيم

 (علي شريعتي)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 14:35  توسط m o h s e n | 

نابينا به ماه گفت :

دوستت دارم

ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني 

 نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم

ماه گفت : چرا ؟

نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم

 ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

نجوم نخوندم 

 ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... 

 فيزيک نخوندم

ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...»

غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست

زيست شناسي نخوندم 

 ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه

شيمي نخوندم 

 ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن

 نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد

 

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟

جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری

من همه جا باهاتم  تو تنها نیستی 

 تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری

 قلب میزارم که جا بدی

 اشک میدم که همراهیت کنه

 و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 17:55  توسط m o h s e n | 

اگر مي دانستم نگاهت زبان نگاهم را نمي فهمد،

هيچ گاه نگاهت نمي کردم

 اگر مي دانستم روزي تو را از دست مي دهم،

هيچ گاه به دستت نمي آوردم

اگر مي دانستم جدايي به اين حد تلخ است،

هيچ گاه دل به دوستي نمي بستم

 اگر مي دانستم جدايي براي عشق است

هيچ گاه عاشق نمي شدم

 اگر مي دانستم سرانجام عاشقي چنين است هيچ گاه آغاز نمي کردم...

 

يادته يه روز بهم گفتي :

هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ...

 گفتم : اگه بارون نبود چي ؟

 گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ...

 گفتم : يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار

گفتي : به چشم ...

 حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ...

 تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 16:31  توسط m o h s e n | 

 

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند

ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند

 گرگ‌هايي كه لباس پدري ميپوشند

آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند

عشق‌ها را همه با دور كمر مي‌سنجند

خب، طبيعي است كه يك روزه به پايان برسند

 عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسند

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 18:43  توسط m o h s e n | 

 

شاپرک بالت شکسته


پر پرواز تو بسته

 
می بینم غم توی چشمات


چه غریبونه نشسته


شاپرک خوابه قناری


چه جوری دووم میاری


گلا پژمرده و زردن


تو عجب طاقتی داری


شاپرک دردت به جونم


تورو از خودم می دونم


بذار یه شعری که گفتم


واسهءدلت بخونم


شاپرک دل توی سینه


ساعتها تنها می شینه


وقتی شب می رسه از راه


خواب پروازرو می بینه


واسه زخمام یه دوا نیست


دلم از دلت جدا نیست


توی این غربت جون گیر


یه نگاه آشنا نیست


هرجا که میری خزونه


غروبه دل نگرونه


آفتابش جونی نداره


اما شب اینجا می مونه


نمی دونم مثه بارون


رو کدوم شونه ببارم


روی شاخه ها تو غربت


شاپرک من تو رو دارم

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 10:56  توسط m o h s e n | 

ميتوني نگاهم نكني

 اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري

ميتوني بگي دوست ندارم

 اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش

ميتوني از پيشم بري

 اما نميتوني بگي دنبالم نيا

پس من نگاهت ميكنم   دوست دارم  و تا ابد دنبالت ميام

دوستت دارم

 چون تنهاترين ستاره زندگي مني

دوستت دارم

 چون تنها ترين مصراع شعر مني

 دوستت دارم

چون تنها ترين فکر تنهايي مني

 دوستت دارم

چون زيباترين لخظات زندگي مني

 دوستت دارم

 چون زيباترين روياي خواب مني

 دوستت دارم

چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم

چون به يک نگاه عشق مني

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

 پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

می دانم؛

 می دانم روزی از کوچه دلتنگی هايم گذر خواهی کرد

من آن روز٬ کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا؛

 بوی خوش آمدن يار همه را با خبر کند؛

 و به انتظار ديرينه ی من پايان دهد

من تو را٬ عشقت را٬ حتی دوست نداشتن هايت را٬

در سينه ام٬ در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد

 عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به ان تکيه کني

 و از غم زندگي برايش اشک بريزي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 13:30  توسط m o h s e n | 

سال ها تو زندگي گشتم و گشتم


دنبال نيمه گم شدم ميگشتم


اما قصه دلم وقتي شيرين شد


كه به گل گشت اومدي تو سرنوشتم


از همون شب قشنگ آشنايي


كه گذاشتي دست تو دستم گر گرفتم


هنوز اما شب و روز ياد تو هستم


باتو بودم با تو هستم با تو هستم


گل افشون كن گل افشون


نكن عشقت رو پنهون


شب شادي و شوره


برقص و گل برافشون


تو مهموني يه مهتاب


رو گل فرش ستاره


خداي عشق بيداره

هـــواي مــارو داره

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 18:53  توسط m o h s e n | 

گفتی بگو عاشق و بیمار کیستی؟


من عاشق تو ام،تو بگو یار کیستی؟

کسی برای من وتو دلش نسوخت


دستامون از هم جدا دستای سرد


کسی برای آخر قصه ما


واسه مرگ عشقمون گریه نکرد


اشک عاشق دیدنی نیست


همه حرفا گفتنی نیست


رفتی اما عشقت هرگز


دیگه از یاد رفتنی نیست



گاهی وقتاست که سکوت ،


مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه


گاهی وقتاست که نگاه،


بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه


کار تو اشک منو شمردن


دل رو پس گرفتن و سپردن


کار من همیشه از تو گفتن


دل من محکوم به شکستن

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 18:24  توسط m o h s e n | 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

 تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست

 و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

روزي که داد زدي گفتي دوستت دارم.

گفتم : نمي شنوم                     بلندتر

حالا که آروم مي گي دوستت ندارم.

گفتم :           هيس چرا داد مي زني

 

اگر آرزويم برآورده مي شد

آرزو مي كردم كه اشك چشمهايت باشم

تا در چشمهاي زيبايت متولد شوم

روي گونه هايت زندگي كنم و روي لبهاي عاشقت بميرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 18:36  توسط m o h s e n | 

تـــــو صداي آواز بارون ،تپش قلب خـاکــــــي


مثل گريه تَسکين دَردي ،مثل يک سوره پاکـــــي


طعم غربت روُ لباتــــه ،مثل يک کُولـــيِ عاشق


راز جنگل توُ چشاتــــه ،گُونه هات رنگ شقايق


بي تو شمع و گل ميميره ،خونه رنگ غم ميگيره


تو نذار بمونم تنهـــــــا ،ميدوني دلـــــــم ميگيره


وسعتِ قلب تـــــــــــــو قَـــــــدِ يه دنيــــــــاس


خواستنت واســـــــــه من مثــل يه رويــــــاس


بوي تــــــــــو بوي بــــــــارون بوي ياســـــــه


دست مـــــــن ساقــــــــــــه هاي اِلتماســــــــه


بـــي تـــــــــو ميميرن گـــــــلاي نــــاز گلدون


ميمونن مُرغــــــــــاي عاشق زيربـــــــــارون


زير بــــــــارون مُرغِ عاشق زير بــــــــارون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 19:29  توسط m o h s e n | 

 

آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم

وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت

شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!!

 تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم

حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم

بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم

دوستت دارم 

 

بابا بیخیال دیگه ناز کردنم حدی داره


ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوست داره


روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا


تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا


مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت


که تو اینجور با ما بد تا میکنی بی معرفت


راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت


به دلم نشسته بودی خشکیدی بریدمت


به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز


جون هر چی مرده انقد دیگه آبرو نریز


گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش


نفسی که حرمتم رو بگیره من می برمش


دیگه اون دنیای پر رنگ و چراغت نمیخوام


واسه رو کم کنیتم که شده سراغت نمیام


قاطی کردم بد رقم میخوام که قیدت بزنم


میخوام این دندون عاریه رو از ته بکنم


عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه


همه مردم می دونن که ...... اِند عاشقه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 19:13  توسط m o h s e n | 

بچه بودم تو نبودی شبها زود خوابم می برد

دل كوچيكم فقط غصه بازی رو مي خورد

 بچه بودم چه قدر صاف و روون مي خنديدم

خوبيش اين بود كه از کسی حرف بدی نمی شنیدم

 بچه بودم همه هم مثل خودم بچه بودن

 نرم و ساده مثل شنهای کنار ساحل

 بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود

فکر و خیالم پریشون نبود

 بچه بودم همه چي درست می شد ، سخت نبود

هيچكی اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود

 بچه بودم كسي بي خود منو اذيت نمی كرد

مثل تو ميون بازيا خيانت نمي كرد

بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم

  

خوشبخت ترین پسر

کسیه که اولین عشق یه دختر باشه

و خوشبخت ترین دختر

 کسیه که اخرین عشق یه پسر باشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 17:49  توسط m o h s e n | 

 براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

 براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه بمیر

پرنده ای که برای تو نیست

 اگه صدتا قفسم براش بسازی

بازم می پره 

گفتي عاشقمي . گفتم دوستت دارم .

گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم .

گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر

 مي كنم .

گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري .

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم . گفتم اگه تو بري با يكي

ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم

گفتي ......... گفتم ............

حالا فكر كردي فرق ما ايناست ؟

فرق ما اينه كه تو دروغ مي گفتي ? من راستشو مي گفتم !

عزیزم توجاده فدا شدن


اونکه هرگز نمی شه خسته منم


اونیکه با صد امید و آرزو


دلشو بسته به عشق تو منم


می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم


می خوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم


فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه


می خوام عشق و جنونمو لایه قصه ها کنم

آخه تو پاک و نجیبی


تو یه احساس عجیبی


نکنه فرشته ای تو

 

لحظه‌هارو با تو بودن


در نگاه تو شكفتن

حس عشق رو در تو ديدن


مثل روياي تو خوابه

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 13:28  توسط m o h s e n | 

 

دل به هر کی دادی از سادگی دادی


زندگیت و پای دلدادگی دادی


هر جا که دیدی چراغی پر فروغه


تابهش رسیدی فهمیدی دروغه

چه قدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ ديگران ببيني

و هزار بار تو خودت بشکني

و اون وقت زير لب آروم بگي

 گل من باغچه نو مبارک

 

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد

بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم

و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم

تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

هفت شهرعشق


شهراول).............. نگاه ودل ربایی


شهردوم)............... دیدارو آشنایی


شهرسوم)...روزهای شیرین و طلایی


شهرچهارم)...............بهانه و فکر جدایی


شهرپنجم).........................بی وفایی


شهرششم)............دوری و بی اعتنایی


شهرهفتم)............ اشک و آه وتنهایی

 

دوستت دارم به قدر تمام ِ ستاره ها


به قدر ِ تمام ِ گلهای خوش عطر ِ مریم و نرگس


به خون ِ جاری رگهای تن هستی


دوستت دارم به قدر تمام ِ گلهای سرخ


دوستت دارم و همیشه در قلبِ منی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 17:6  توسط m o h s e n | 

چه زيبا!                      گفتم دوستت دارم !

چه صادقانه پذيرفتي!

چه فريبنده !                                آغوشم برايت باز شد

 چه ابلهانه!                                   با تو خوش بودم !

چه کودکانه !                                  همه چيزم شدي ! 

چه زود !         به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي !

چه ناجوانمردانه !                                            نيازمندت شدم !

چه حقيرانه!                واژه غريبه خداحافظي به من آمد!

چه بيرحمانه!                                             من سوختم !

…………ولي هنوز هم دوستت دارم!

 

يك روز مي بوسمت !

 فوقش خدا مرا مي برد جهنم !

فوقش مي شوم ابليس !

آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي !

جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت !

 واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم با تو

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 12:52  توسط m o h s e n | 

 

کاش می دیدم تو بی کسی تو اوج غربت نفسی

 

کاش می دیدم تو بی قراری توام برام دل واپسی

 

کاش می دیدی ثانیه هام رو پر می کنم با بی کسی

 

کاش می دیدی جز تو ندارم  فریاد رس و هم نفسی

 

*************************

 

 اگه نفرین چاره سازه خب منم سیاه می خونم

 

اگه عشق سوزوگدازه دیگه از عشق نمی خونم

 

 دیگه عاشق نمیمونم            دیگه عاشق نمیمونم  

 

                     دیگه عاشق نمیمونم

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 12:45  توسط m o h s e n | 

موندن و بودن با تو ،نه دیگه تکرار نمیشه


دنیا رم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه


تو برو از این به بعد تنهایی یاورم میشه


نگو دیگه دوست دارم محال باورم بشه

حیف قلبم که یه روزی دادمش به تو امانت


چشمای بارونی من کرده بود به عشق تو عادت

حیف قلبم که یه روزی دادمش به تو امانت


چشمای بارونی من کرده بود به عشقت عادت


به خدا جهنمم جایی واسه تو نداره


حیف آتش که بخواد روی سر تو بباره


حرف من همینه که برو پی کار خودت


هر چی درد و غم غصست همگی مال خودت

حالال حقت بری یه گوشه ای زار بزنی


از غم نبودنم هی داد و فریاد بزنی


از خدا اینو می خوام همیشه آواره بشی


واسه درمون دلت دنبال راه چاره شی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 14:57  توسط m o h s e n | 

 

اونا كه تو زندگيشون قصه هاي خوب شنيدند


تو قمار زندگاني همه جور بازي رو ديدند


اونا كه تو خلوت شب شعرهاي حافظ رو خوندند


همه راه و رفتن اما بر سر دو راهي موندند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته


يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته


بهشون بيگيد كه قصه اش مثل شاهنومه درازه


کي بوده كجا رسيده چه جوري بايد بسازه


حالا قصه هاشو مستها توي ميخونه ها ميگند


اما اون هميشه مست رو توي اونجا راه نميدند

ديگه نیست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش


تو ميخونه كسي نيست كه بياد رو لب و حرفش


بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسير


اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره

 

 

 

ما هم شکسته خاطر و ديوانه بوده ايم


ما هم اسير طره جانانه بوده ايم


ما هم به روزگار جواني ز شور عشق


روزي نديم بلبل و پروانه بوده ايم


بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن


ما هم رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 10:6  توسط m o h s e n | 

وقتي عاشق مي‌شيم

 

تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو.

 

يادمون ميره !

 

چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار

 

بوده، نه آدمدرونش

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 20:5  توسط m o h s e n | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مهد شکوفای من

بستر ِلالایی من

توی دل توجون گرفت

عشق اهورایی من

نوشته های پیشین
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1381
پیوندها
فقط به خاطر تو
روزهای بی قراری
دوست
بولدزر خانوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
>

Powered by webloger ◄┤